وقتی شرکت حسابدار دارد، حسابرس برای چه میآید؟
شرکت حسابدار دارد، اسناد در نرمافزار ثبت میشوند و مدیر مالی هم گزارش سود و زیان را تأیید کرده است. با این حال، یکی از شرکا پیش از افزایش سرمایه میخواهد شخص دیگری حسابها را بررسی کند. آیا چنین درخواستی یعنی به حسابدار اعتماد ندارد؟ لزوماً نه. او قرار است بر پایه اطلاعاتی تصمیم بگیرد که در تهیه آنها نقشی نداشته است.
حسابرسی، رسیدگی منظم و مبتنی بر شواهد به اطلاعات یا فعالیتها در مقایسه با معیار مشخص است. در حسابرسی صورتهای مالی، حسابرس مستقل درباره انطباق صورتها با چارچوب گزارشگری مربوط، از جنبههای بااهمیت، اظهارنظر میکند. هدف، افزایش اطمینان استفادهکنندگان به اطلاعات مالی است. [۱]
حسابداری اطلاعات معاملات را ثبت، طبقهبندی و برای گزارشگری آماده میکند؛ حسابرسی به قابل اتکا بودن گزارش حاصل میپردازد. مسئولیت تهیه صورتهای مالی و کنترلهای لازم همچنان با مدیریت باقی میماند و با آمدن حسابرس منتقل نمیشود. [۱]
برای مثال، حسابدار مانده طلب از مشتری را از دفاتر استخراج میکند. در رسیدگی حسابرسی ممکن است علاوه بر خود ثبت، قرارداد، تأیید مانده، وصولهای بعدی و احتمال وصولنشدن طلب بررسی شود. سؤال فقط این نیست که رقم درست جمع شده یا نه؛ باید دید پشت رقم چه واقعیتی قرار دارد. [۶]
شرکتها به دلایل متفاوتی حسابرسی میشوند
گاهی حسابرسی انتخاب شرکت نیست و از مقررات ناشی میشود. برای نمونه، ماده ۲ آییننامه اجرایی تبصره ۴، شرکتهای پذیرفتهشده یا متقاضی پذیرش در بورس، شرکتهای سهامی عام و شرکتهای تابعه و وابسته آنها را در گروههای مشمول قرار داده است. گروههای دیگری نیز در همان ماده آمدهاند؛ این مثالها فهرست کامل مشمولان نیستند. [۲]
مسیر دیگری هم از مقررات مالیاتی میآید. ماده ۲۷۲ قانون مالیاتهای مستقیم، ارائه صورتهای مالی حسابرسیشده را برای اشخاص مشمول پیشبینی کرده است. شمول میتواند به نوع یا حجم فعالیت و اعلام سازمان امور مالیاتی مربوط باشد؛ بنابراین از صرف ثبت یک شرکت نمیتوان الزام یکسانی برای همه شرکتها نتیجه گرفت. [۳]
در بعضی شرکتها، درخواست از طرف بانک، شریک یا سرمایهگذار مطرح میشود. فرض کنید دو سهامدار درباره افزایش سرمایه مذاکره میکنند: یکی مدیر شرکت است و جزئیات معاملات را میداند؛ دیگری فقط گزارش پایان سال را دیده است. از نظر اجرایی، رسیدگی مستقل میتواند اطلاعات قابل اتکاتری برای این مذاکره فراهم کند. البته طرفین باید مشخص کنند به حسابرسی صورتهای مالی نیاز دارند یا بررسی اختصاصی یک معامله.
تغییر ساختار مالکیت هم میتواند نیاز تازهای ایجاد کند. وقتی بنیانگذار، اداره روزمره را به مدیران دیگر واگذار کرده، دیگر هر پرداخت یا قرارداد را شخصاً نمیبیند. پیشنهاد مدیریتی در چنین وضعی این است که شیوه گزارشدهی و نظارت دوباره بررسی شود؛ ممکن است حسابرسی مستقل، تقویت حسابرسی داخلی یا ترکیبی از آنها مناسب باشد.
درخواست حسابرسی را باید به تصمیم پیش رو وصل کرد. «بانک خواسته»، «برای مجمع لازم است» و «میخواهیم علت کسری انبار را بدانیم» سه نیاز متفاوتاند. اگر این تفاوت از ابتدا روشن نشود، احتمال دارد گزارشی تهیه شود که با انتظار سفارشدهنده سازگار نیست.
هر رسیدگی مالی، حسابرسی مستقل صورتهای مالی نیست
پیش از انتخاب خدمت، باید نوع پرسش روشن شود. اگر استفادهکننده درباره مجموعه صورتهای مالی نظر مستقل میخواهد، موضوع اصلی حسابرسی صورتهای مالی است. اگر مسئله، ضعف تأیید پرداختها یا کارکرد فرایند خرید باشد، دامنه رسیدگی ممکن است متفاوت تعریف شود.
حسابرسی داخلی بر ارزیابی و بهبود راهبری، مدیریت ریسک و کنترلها تمرکز دارد و به گزارشهای مالی محدود نیست. در چارچوب استانداردهای جهانی این حرفه، جایگاه مستقل و قضاوت بیطرفانه اهمیت دارد؛ عنوان «داخلی» به معنی مجازبودن جانبداری از مدیریت نیست. [۴]
برای نمونه، مدیر یک شرکت ممکن است بخواهد بداند چرا خریدهای اضطراری زیاد شده، چه کسی تأمینکننده را تأیید میکند و آیا دریافت کالا پیش از پرداخت کنترل میشود. این پرسشها میتوانند موضوع یک مأموریت حسابرسی داخلی باشند. داشتن گزارش مستقل سالانه، بهتنهایی پاسخ آمادهای برای همه آنها فراهم نمیکند.
بازرسی قانونی نیز عنوان و وظایف خاص خود را دارد. در مقررات ایران از «حسابرس» و «حسابرس و بازرس قانونی» نام برده شده است؛ بنابراین حتی اگر یک مؤسسه هر دو مسئولیت را بر عهده بگیرد، باید معلوم باشد گزارش برای کدام مأموریت صادر میشود. [۲]
بررسی مالیاتی هم با اظهارنظر درباره صورتهای مالی یکسان نیست. ماده ۲۷۲ میان صورتهای مالی حسابرسیشده و گزارش مالیاتی تمایز دارد؛ از آن نمیتوان نتیجه گرفت هر گزارش حسابرسی، پرونده مالیاتی شرکت را مختومه میکند. [۳] از نظر عملی، در قرارداد بهتر است موضوع رسیدگی، دوره و مرجع دریافتکننده گزارش صریح نوشته شود.
یک مثال: سودی که در گزارش هست، اما درباره آن سؤال وجود دارد
فرض کنید یک شرکت بازرگانی تجهیزات صنعتی در پایان سال سود نشان داده و مدیران درباره تقسیم آن گفتوگو میکنند. بخشی از فروش روزهای آخر سال به کالایی مربوط است که هنوز در انبار شرکت مانده؛ یک مشتری عمده هم مدتهاست بدهی خود را تسویه نکرده است. این سناریو فرضی است و درباره مشتری مشخصی صحبت نمیکند.
در چنین وضعی، دیدن عدد فروش یا مانده طلب کافی نیست. در رسیدگی باید مفاد قرارداد، وضعیت تحویل، شرایط انتقال کنترل کالا و مدارک مربوط به طلب بررسی شوند. ماندن کالا در انبار فروشنده بهتنهایی پاسخ نهایی درباره شناسایی درآمد نیست؛ همانطور که دیرکرد مشتری نیز خودبهخود اثبات نمیکند تمام طلب سوخت شده است. نتیجه به مجموعه شرایط و چارچوب حسابداری مربوط بستگی دارد.
ممکن است پس از بررسی، ثبت حسابداری درست تشخیص داده شود. ممکن است اصلاح مبلغ یا تکمیل افشا لازم باشد. سفارشدهنده نمیتواند پیشاپیش از حسابرس بخواهد یکی از این دو نتیجه را تأیید کند. ارزش رسیدگی در این است که تصمیم با مشاهده قرارداد و مدارک گرفته شود، نه فقط با توضیح شفاهی کسی که فروش را ثبت کرده است.
برای مدیران، تفاوت اجرایی روشن است: پیش از تصمیم درباره سود گزارششده، موضوعهای حلنشده را میشناسند. حسابرسی جای تصمیم آنها را نمیگیرد، اما میتواند نشان دهد کدام رقم نیاز به اصلاح، توضیح یا بررسی بیشتر دارد. این مثال نیز به معنی یک دستور ثابت برای ثبت فروش یا مطالبات همه شرکتها نیست.
حسابرس چگونه به نتیجهای قابل دفاع میرسد؟
مسیر رسیدگی از شناخت فعالیت و تشخیص بخشهای مستعد تحریف بااهمیت آغاز میشود. سپس حسابرس برای ارزیابی آنها شواهد جمعآوری میکند و نتیجه را در گزارش منعکس میسازد. به همین دلیل، نوع و گستره رسیدگی در یک شرکت خدماتی کمتراکنش با یک مجموعه دارای انبارها و قراردادهای متعدد یکسان نیست. [۶]
کار حسابرس صرفاً تطبیق جمع ستونها نیست. به تناسب موضوع، بررسی اسناد، پرسوجو، مشاهده، دریافت تأییدیه و آزمون معاملات میتوانند به کار روند. رسیدگی نیز لزوماً به معنای بررسی تکتک معاملات نیست؛ روش انتخاب اقلام باید شواهد کافی و مناسب فراهم کند. [۱]
استقلال را نباید فقط در بیرونبودن دفتر حسابرس از ساختمان شرکت خلاصه کرد. منفعت مالی، ارزیابی کار قبلی خود، رابطه نزدیک یا فشار میتوانند قضاوت حرفهای را تهدید کنند. چارچوب اخلاق حرفهای IESBA بر شناسایی، ارزیابی و رفع یا کاهش این تهدیدها تأکید میکند؛ صرف ادعای بیطرفی کافی نیست. [۵]
برای آمادهسازی شرکت، پیشنهاد میشود یک نسخه مشخص از تراز و صورتهای مالی مبنا باشد و ریز حسابها با آن تطبیق داشته باشند. اگر فایل انبار، دفاتر و گزارش مدیر مالی هرکدام مانده متفاوتی نشان دهند، تیم مالی ابتدا باید علت اختلاف را روشن کند. پاسخگویی منظم و معرفی مسئول هر بخش، در عمل از رفتوبرگشت بینتیجه مدارک جلوگیری میکند.
گزارش حسابرسی چه میگوید و چه چیزی را تضمین نمیکند؟
دریافت گزارش به معنی تأیید بیقیدوشرط حسابها نیست. حسابرس ممکن است اظهارنظر تعدیلنشده، مشروط یا مردود ارائه کند یا در شرایط مربوط، از اظهارنظر خودداری کند. نوع نتیجه به ماهیت موضوع، اهمیت و فراگیری آن و کفایت شواهد بستگی دارد. باید بخش اظهارنظر و مبانی آن خوانده شود؛ صرف وجود امضا و سربرگ کافی نیست. [۷]
وجود یک بند توضیحی هم همیشه به معنی مشروطبودن گزارش نیست. برای مثال، بند تأکید بر مطلب خاص میتواند توجه خواننده را به موضوع افشاشدهای جلب کند، بدون آنکه خودِ اظهارنظر تعدیل شود. [۷]
حسابرسی صورتهای مالی اطمینان معقول میدهد، نه اطمینان مطلق. خطر کشفنشدن برخی تحریفهای بااهمیت، از جمله تحریف ناشی از تقلب، به صفر نمیرسد. این محدودیت نیز مجوز اکتفا به شواهد ناکافی نیست. [۱]
بهعنوان توصیه برای استفاده از گزارش، آن را تنها مبنای تصمیم درباره وامدادن، خرید سهام یا همکاری تجاری قرار ندهید. صورتهای مالی درباره دوره مشخصی گزارش میدهند؛ تصمیم امروز ممکن است به اطلاعات تازه درباره نقدینگی، سفارشها و تعهدات بعدی نیز نیاز داشته باشد. بهتر است پیش از تصمیم، فاصله زمانی گزارش با وضعیت فعلی شرکت روشن شود.
پیش از شروع، از شرکت چه سؤالی باید پرسید؟
اولین سؤال این است: چه کسی قرار است از نتیجه رسیدگی استفاده کند و برای چه تصمیمی؟ پاسخ، مشخص میکند شرکت به گزارش مستقل صورتهای مالی نیاز دارد، باید یک ضعف کنترلی را بررسی کند یا موضوع محدودتری مانند اختلاف حساب با شریک را پیگیری کند.
در مراجعه برای [خدمات حسابرسی قواعد](https://qavaed.ir/services/audit)، بهتر است هدف درخواست، سال مالی و مرجع دریافتکننده گزارش را از ابتدا مطرح کنید. این اطلاعات به تعیین مأموریت مناسب کمک میکند. اگر درخواست بانک یا شریک مکتوب است، همان متن باید مبنای گفتوگو درباره خروجی کار قرار گیرد.
پیشنهاد میشود دوره مورد رسیدگی، مدارک در دسترس، مسئول پاسخگویی، زمان تحویل و مبنای تعیین حقالزحمه در توافق مشخص شوند. برای تصمیم درباره الزام قانونی نیز نوع شرکت، ساختار مالکیت و مقررات قابل اعمال بر همان سال مالی باید جداگانه بررسی شود. روشنشدن این موارد پیش از قرارداد، احتمال سفارش گزارشی را که نیاز شرکت را برطرف نمیکند کاهش میدهد.
