اهمیت چه مسئلهای را حل میکند؟
صورتهای مالی تقریباً همیشه شامل گرد کردن اعداد، برآورد و خطاهای کوچکاند. حسابرس نمیتواند برای هر اختلاف جزئی همان منابعی را مصرف کند که برای یک معامله بزرگ یا افشای حساس لازم است. اهمیت چارچوبی فراهم میکند تا حسابرس تشخیص دهد کدام تحریف، حذف یا افشا میتواند بر تصمیم استفادهکنندگان آگاه اثر بگذارد. استاندارد ۳۲۰ اهمیت را در برنامهریزی و اجرای حسابرسی و ارزیابی اثر تحریفهای شناساییشده به کار میگیرد [۱] [۲].
این مفهوم به «درست یا غلط بودن کامل» صورتهای مالی پاسخ نمیدهد. گزارش حسابرسی درباره ارائه صورتهای مالی از جنبههای بااهمیت است. در [خدمات حسابرسی صورتهای مالی قواعد](https://qavaed.ir/services/audit)، اهمیت یکی از مبناهای تعیین دامنه رسیدگی و ارزیابی یافتههاست؛ مقدار آن باید با شرایط همان مأموریت سازگار باشد.
اهمیت فقط یک درصد از سود نیست
اهمیت با قضاوت حرفهای تعیین میشود. سود قبل از مالیات، درآمد، داراییها یا حقوق صاحبان سهام ممکن است نقطه شروع محاسبه کمی باشند، اما انتخاب شاخص به وضعیت شرکت و استفادهکنندگان بستگی دارد. شرکتی با سود بسیار نوساندار، شرکت زیانده یا کسبوکاری که وامدهندگان بیشتر به دارایی جاری و نقدینگی آن توجه میکنند، الزاماً با یک مبنای یکسان ارزیابی نمیشود. استاندارد، یک درصد واحد و اجباری برای همه صنایع تعیین نکرده است [۲].
ماهیت نیز به اندازه مبلغ اهمیت دارد. پرداخت به مدیر یا شخص وابسته، نقض یک شرط قرارداد تسهیلات، تغییر زیان به سود یا پنهانکردن تخلف قانونی ممکن است با مبلغی پایینتر از آستانه کمی، برای استفادهکننده مهم باشد. بنابراین حسابرس هم ویژگی کیفی مورد و هم مقدار آن را میسنجد.
شرکت نباید از حسابرس «درصد قطعی اهمیت» بخواهد تا هر قلم پایینتر از آن را بیاهمیت فرض کند. درصد یا مبنای استفادهشده بخشی از قضاوت و مستندات حرفهای حسابرس است و ممکن است بهدلیل اطلاعات تازه تغییر کند.
سه سطحی که باید از هم جدا شوند
اهمیت صورتهای مالی در مجموع، سقفی است که حسابرس برای صورتهای مالی بهعنوان یک مجموعه تعیین میکند. اما اگر حسابرس همان سقف را برای هر حساب بهکار ببرد، مجموع چند تحریف کوچک میتواند از آستانه عبور کند. به همین دلیل، اهمیت عملکرد پایینتر از اهمیت صورتهای مالی تعیین میشود تا احتمال اینکه مجموع تحریفهای کشفنشده و اصلاحنشده از اهمیت کلی بیشتر شود، به سطح قابل قبول برسد [۲].
آستانه تحریفهای ناچیز، سطحی پایینتر برای مواردی است که حسابرس انتظار ندارد تجمیع آنها بر صورتهای مالی اثر بااهمیت بگذارد. این آستانه هم به معنای بینیازی از بررسی تقلب، رعایت مقررات یا ماهیت حساس یک معامله نیست.
برای مثال، اگر اشتباهات چند حساب هرکدام ظاهراً کوچک باشند اما همگی درآمد را بیشنمایی کنند، اثر جهتدار آنها باید در مجموع بررسی شود. تحریفهای مخالف هم همیشه یکدیگر را خنثی نمیکنند؛ حسابرس باید منبع، ماهیت و اثر ارائه و افشای هر مورد را جداگانه مستند کند.
اهمیت در برنامهریزی و اجرای آزمونها
حسابرس پس از تعیین اهمیت، ریسک تحریف بااهمیت را ارزیابی و روشهای رسیدگی را طراحی میکند. حسابها و افشاهای پرخطر ممکن است حتی با مبلغ کمتر، آزمونهای بیشتری بخواهند؛ حسابی با مبلغ بزرگ اما کنترلهای مؤثر و ریسک پایین ممکن است با روش متفاوتی رسیدگی شود. اهمیت به انتخاب نمونه، تعیین دامنه آزمون و زمانبندی نیز جهت میدهد [۲] [۳].
اهمیت عملکرد، جایگزین ارزیابی ریسک نیست. اگر احتمال تقلب، برآورد پیچیده یا ضعف کنترل داخلی وجود داشته باشد، حسابرس صرفاً با پایینآوردن یک عدد نمیتواند کیفیت شواهد را تضمین کند. پاسخ حسابرس باید با ماهیت خطر و ادعای مورد رسیدگی متناسب باشد.
اگر در میانه کار، سود واقعی با برآورد اولیه تفاوت زیادی داشته باشد یا معاملهای غیرعادی کشف شود، حسابرس باید اهمیت و برنامه رسیدگی را بازنگری کند. استاندارد ۳۲۰ تغییر اطلاعات و شرایط را مانعی برای اصلاح قضاوت اولیه نمیداند [۲].
تحریفها در پایان چگونه ارزیابی میشوند؟
حسابرس تحریفهای اصلاحشده و اصلاحنشده را جمعآوری میکند و اثر آنها را بهصورت منفرد و تجمیعی میسنجد. علاوه بر مبلغ، جهت اثر، حساب یا افشای درگیر، شرایط ایجاد تحریف و پیامد آن برای شاخصهای کلیدی بررسی میشود. مدیریت باید فرصت داشته باشد موارد اصلاحی را بررسی و ثبتهای لازم را انجام دهد؛ رد یک مورد فقط با این استدلال که «زیر اهمیت است» پاسخ کافی نیست.
یک تحریف کوچک در موجودی ممکن است با تحریف کوچک دیگری در بهای تمامشده، سود را بهطور معناداری تغییر دهد. همچنین افشای ناقص تعهدات، دعاوی یا معاملات با اشخاص وابسته ممکن است از نظر استفادهکننده مهم باشد، حتی اگر رقم اصلی پایین باشد.
اگر تحریف بااهمیت اصلاح نشود، یا حسابرس نتواند شواهد کافی برای ارزیابی آن به دست آورد، موضوع میتواند بر نوع اظهارنظر اثر بگذارد. این نتیجه با جمعبندی شواهد و معیارهای گزارشگری به دست میآید، نه با مقایسه مکانیکی یک عدد با اهمیت. [گزارش حسابرسی](https://qavaed.ir/blog/audit-report) سندی است که نتیجه این ارزیابی را برای استفادهکنندگان مشخص بیان میکند.
مثال: مبلغ کم، اهمیت زیاد
فرض کنید شرکت مبلغی نهچندان بزرگ به شرکت متعلق به یکی از مدیران پرداخت کرده، اما رابطه طرفین و شرایط معامله را در یادداشتهای صورتهای مالی افشا نکرده است. ممکن است مبلغ از اهمیت کمی پایینتر باشد؛ با این حال، ماهیت معامله و نیاز استفادهکننده به شناخت تعارض منافع میتواند آن را بااهمیت کند. حسابرس فقط رقم را نمیبیند و کفایت ارائه و افشا را نیز بررسی میکند.
در مثال دیگر، یک ثبت اشتباه باعث میشود شرکت از شرط حداقل نسبت جاری در قرارداد تسهیلات عبورکرده به نظر برسد. حتی اگر مبلغ تحریف نسبت به کل داراییها کوچک باشد، اثر آن بر تصمیم وامدهنده میتواند اهمیت کیفی داشته باشد. مدیریت باید اصلاح ثبت یا افشای مناسب را بررسی کند و حسابرس نتیجه را در ارزیابی نهایی وارد کند.
مدیر مالی چه اطلاعاتی را آماده کند؟
برای اینکه قضاوت اهمیت بر دادههای نادرست بنا نشود، مدیریت باید پیشبینی سود، تغییرات سرمایه، قراردادهای مهم، تعهدات مالی، دعاوی و معاملات اشخاص وابسته را بهموقع ارائه کند. اگر مبنای مالی شرکت در طول سال تغییر کرده، دلیل تغییر و اثر آن بر شاخصهای گزارشگری را مستند کنید.
فهرست تحریفهای کشفشده را همراه با ثبت اصلاحی، علت، حسابهای تحت تأثیر و اثر بر افشا نگه دارید. این کار هم مذاکره با حسابرس را دقیقتر میکند و هم احتمال نادیدهگرفتن اثر تجمیعی موارد را کم میکند. برای ارزیابی کیفیت کنترلهایی که مانع تکرار خطا میشوند، میتوانید از [خدمات کنترلهای داخلی قواعد](https://qavaed.ir/services/internal-controls) استفاده کنید.
- مبنای انتخابشده برای شاخصهای مالی و علت مناسببودن آن را توضیح دهید.
- موارد حساس از نظر ماهیت، حتی اگر مبلغشان کم است، جداگانه فهرست کنید.
- اثر تجمیعی خطاهای ثبت، طبقهبندی و افشا را قبل از بستن حسابها بررسی کنید.
- اگر اطلاعات تازهای بهدست آمد، برآوردها و برنامه رسیدگی را دوباره ارزیابی کنید.
